آینده فعالیت های فضایی
شاتل آتلانتیس آخرین پرواز خانواده شاتل ها رادرشامگاه روزجمعه به انجام رسانید و بعد از آن برای همیشه پرونده این پرنده های فضایی بسته می شود. اما آیا اتمام فعالیت شاتل ها به معنی توقف و پایان دیگر پروژه های فضایی هم هست؟
شاتل آتلانتیس آخرین پرواز خانواده شاتل ها رادرشامگاه روزجمعه به انجام رسانید و بعد از آن برای همیشه پرونده این پرنده های فضایی بسته می شود. اما آیا اتمام فعالیت شاتل ها به معنی توقف و پایان دیگر پروژه های فضایی هم هست؟
دوباره سه شنبه رسید و زمان یک «اینجا کجای عالم است؟» دیگر شد. این فرصتی است برای شما که دانش تصویری خود را درباره ی کیهان بیازمایید. مورد امروز نسبتاً سخت تر است. حدس بزنید این تصویر چیست؟ یک حدس نزنید، چند حدس در ذهنتان آماده کنید. همچنین می توانید حدس بزنید که کدام فضا پیما یا تلسکوپ این تصویر را گرفته است؟
مثل همیشه قبل از اینکه تصویر را خوب ببینید و حدسهایتان را بزنید، مطالعه ی مقاله را ادامه ندهید. خوشحال می شوم حدسهایتان را در بخش نظرات ببینم.
امروز می خواهیم به سراغ یاپتوس، قمر مرموز و سیاه و سفید سیاره زحل برویم که تا پیش از ماموریت فضاپیمای کاسینی، اطلاعات زیادی از آن نداشتیم. تنها یک نگاه سرسری به قمر زحل، یاپتوس، آشکار میکند که این قمر نیز دنیای مرموزی است. این قمر یک دنیای دو رنگ است، یک نیمه این قمر سیاه است اما نیمه دیگر آن از سفیدی برق میزند! علاوه بر این، شکل قمر نیز عجیب و غریب است، قطبین این قمر مسطح است در حالیکه کنارههای آن حالت لهشدگی دارد. در امتداد نیمی از استوای آن نیز یک برآمدگی وجود دارد که به یاپتوس، ظاهری مانند پوست گردو بخشیده است.
ماده تاریک سطح یاپتوس اگرچه خیلی سیاه است، اما تنها یک روکش نازک است که کمتر از یک متر ضخامت دارد. این ماده نیمکره جلویی قمر -نیمکرهای که هنگام گردش مداری یاپتوس در سمت جلو قرار میگیرد- را پوشانده است. به نظر میرسد که یاپتوس این ماده سیاه را در حین حرکت خود به دور زحل، از فضا جارو کرده است. منشاء این ماده ممکن است از سطح قمرهای خارجی کوچک و سیاه زحل باشد که طی برخورد این اقمار با خردهسنگهای فضایی، از سطح آنها به بیرون پرتاب شده است.
نور خورشید کنتراست رنگ موجود در یاپتوس را تشدید میکند. گرم شدن بخش سیاه یاپتوس در اثر تابش خورشید، تمام یخهای موجود در این نیمه را تصعید میکند. بخار آب ایجاد شده، در اطراف قمر جمع و در نیمه سردتر آن منجمد میشود و این بخش را با لایهای از شبنم منجمد سفیدپوش میکند.
شاید در چند دهه پیش موضوع جذاب و هیجانانگیز جابهجایی قطبهای زمین صرفا با ترسیم فرضی شرایط زمین در آینده مورد بحث و بررسی قرار میگرفت، اما گویا به تدریج در حال نزدیک شدن به آن آینده هستیم. موضوع بسیار ساده است؛ قطبهای مغناطیسی زمین در حال حرکت و جابهجایی هستند.
در این صورت دور از ذهن نخواهد بود که تا چند دهه آتی، شفق چشمنواز قطبی در آسمان ایران و کشورهای اطراف هم قابل روِیت باشد! البته نباید خیلی هم نگران بود، چون خبر از جابهجایی جغرافیایی دو قطب نیست، بلکه تنها از بعد مغناطیسی جای خود را با یکدیگر عوض میکنند.
«تاریخ ابلاغ حکم دانشیاری من در دارالمعلمین عالی، ۱۶ فروردین ۱۳۱۶ است.» استاد ابوالقاسم غفاری در روزهای گذر از مرز صدسالگی خاطرات دوردست را چنان دقیق بیان می کند که گویی از چند هفته وماه پیش سخن می گوید.
شبیهسازیهای کامپیوتری نشان میدهد که احتمال دارد در اثر برخورد اجسام بزرگ به عطارد، شهابسنگهایی از سطح این سیاره به زمین برسد.
بسیاری از مردم فکر می کنند که تقویم عربستان صحیح است و همیشه با رویت واقعی هلال ماه منطبق است و در بسیاری از مواقع از آن برای اثبات یا رد شروع ماه قمری در کشور استفاده می کنند. اما در سال های اخیر، نه تنها کارشناسان بلکه برای افرادی که اطلاعات اندکی در زمینه رویت هلال ماه دارند ثابت شده است که تقویم عربستان (ام القری) با رویت هلال مطابقت ندارد.
در تقویم ام القری از ملاک های مختلفی برای پیش بینی رویت هلال ماه استفاده شده است:
اوه خدای من! مگر می شود روی مریخ دایناسور پیدا کرد! آیا این تصویر نشان دهنده ی سایه ی یک دایناسور روی مریخ است؟ نه! خیالتان راحت باشد! این فقط سایه ی دوربین مریخ پیمای «فرصت» است که روی یک تکه شهابسنگ با قیافه ی عجیب در روی سطح مریخ افتاده است.
خدا را شکر این تصویر را هنوز شایعه سازهایی که دنبال هیاهوهای بی مربوط می گردند، ندیده اند! کسانی که مثلا فکر می کردند یکی از تصاویری که از سطح مریخ گرفته شده است، نشان دهنده ی تصوری از چهره ی انسان است!
(در روزهای گذشته بحث «بررسی چگونه متداول شدن تقویم ایرانی» را به قلم استاد صیاد – پژوهشگر و محقق تقویم - آغاز کردیم. در مطلب تقویم ایرانی (۱)، تاریخچه مختصری از رایج شدن این تقویم را عنوان کردیم و در تقویم ایرانی (۲)، اصول و پایه های اساسی تقویم هجری شمسی برجی را معرفی کردیم. در ادامه نگاهی به مراحل تصویب قانون استفاده از این نوع تقویم خواهیم داشت.)
در زمان مظفرالدین شاه قاجار و صدارت میراز علی خان امین الدوله از رجال دوره قاجاریه، در سال ۱۳۲۶ هجری قمری (۱۲۷۷- ۱۲۷۸ هجری شمسی برجی)، ژوزف نوز (Joseph Naus)، مستشار بلژیکی به همراه یک یا دو نفر دیگر به استخدام دولت ایران درآمدند تا امور گمرکی ایران را به شیوه کشورهای اروپایی تنظیم و اداره کنند. به علت بدنامی انگلیسی ها در ایران، این هیأت از کشور بلژیک انتخاب شده بود که تصور می شد، منافع استعماری در ایران ندارند. در آن هنگام، نوز، رئیس این هیأت، مدیر کل گمرکات بود و تحت نظر نخست وزیر کار می کرد. بعد از دایر شدن گمرک در ایران و تصدی بلژیکی ها در گمرکات و مالیه ایران، اختیار سال شمسی برای امور مالیه دولت لازم شد. بلژیکی ها از مردم سوال کردند که سال چندم شمسی است؟ هیچ در دست نبود، مردم گفتند که در سالهای منجمان، بروج حمل، ثور و … هست که آنان می دانند، بلژیکی ها، همان تقویم هجری شمسی برجی را که تقویم نویسان در تقویمهای استخراج شده خودشان درج می کردند، در امور گمرکات و مالیه دولت، به کار بردند.